عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

♥بــِسْم ِاللهِ الرَّحْمن ِالرَّحيمْ♥ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ* لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ* ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

آمار مطالب

:: کل مطالب : 881
:: کل نظرات : 84

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 54
:: باردید دیروز : 1
:: بازدید هفته : 58
:: بازدید ماه : 1469
:: بازدید سال : 2090
:: بازدید کلی : 2090

RSS

Powered By
loxblog.Com

دلم برات تنگ شده
دوشنبه 21 فروردین 1391 ساعت 17:17 | بازدید : 438 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

سلامی بعد از یه دنیا فاصله بعد از فرسخ ها دلواپسی

اونقدر دلم واست تنگ شده, اونقدر هوای تو رو کردم که حوصله هیچ چیز و هیچ کس رو ندارم

می خواستم دیگه برات ننویسم اما…… من به تو وابسته شدم

نوشتن برای تو, مثل هوائیه که باهاش نفس می کشم

صحبت برای تو ودر مورد تو دلتنگیمو كمتر میكنه

دلم خیلی برات تنگه به اندازه دریای چشمات

اشک برای ریختن دارم

نمی دونم چقدر فاصله بین ما مونده…؟

اگر تمام دردهای زمین را نردبان کنی هرگز دستت به سقف دلتنگیهام نمی رسد

خیلی دلم گرفته،خیلی دلم تنگته، کاش الان کنارم بودی عزیزم

گاهی با خودم فکر می کنم، من کجای این دنیام؟ کی دلش برای من تنگ می شه؟ برای کی مهمه که شادم یا غمگین؟ بیهوده ام یا آشفته... اصلاً شبیه خودم هستم؟
ولی حالا حس خوبی دارم، فریاد بی صدایی دارم توی دلم،... و تورو دارم... این عشقه یا دوست داشتن...؟ هنوز نمی دونم... راحتم، چون می دونم که نوشته هامو نمی خونی! اینجا جایی برای اعتراف هست، جای امنیه!
امروز خواستم بنویسم... بنویسم که چقدر دلم برات تنگ شده... چقدر دلم می خواست که زمان برمی گشت به همون روزای اولی...چقدر ساده بودیم! یادش به خیر!
یاد چشمای دریاییت به خیر!
یاد هق هقای عاشقیت به خیر!
یاد تو به خیر!



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران