عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

♥بــِسْم ِاللهِ الرَّحْمن ِالرَّحيمْ♥ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ* لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ* ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

آمار مطالب

:: کل مطالب : 881
:: کل نظرات : 84

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 5
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 40
:: باردید دیروز : 1
:: بازدید هفته : 44
:: بازدید ماه : 1455
:: بازدید سال : 2076
:: بازدید کلی : 2076

RSS

Powered By
loxblog.Com

دوست داشتن
پنج‌شنبه 08 دی 1390 ساعت 15:18 | بازدید : 470 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

شمـــایـــی کــــه کســــی دوستتـان دارد، 

- بــــله !!!

- بـــا شـــما هستـــم!

هیچـــی

 فقط خــــوش بـــحالتـــان . . .

 

 

 

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دو تا رفیق . . .
پنج‌شنبه 08 دی 1390 ساعت 15:08 | بازدید : 429 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

دو تا رفیق بودن همیشه با هم میرفتن میخونه شراب میخوردن،یکی میمیره اون یکی میره میخونه به ساقی میگه دوتا بریز ساقی میگه چرا دو تا میگه
یکی واسه خودم یکی به یاد رفیقم، یک سال بعد میره میخونه به ساقی میگه یکی بریز
ساقی میگه رفیقتو فراموش کردی؟ میگه نه خودم توبه کردم اینو میخورم به یاد رفیقم.
تقدیم به با معرفتا!!


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دلم مرد . . .
چهارشنبه 07 دی 1390 ساعت 17:39 | بازدید : 498 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

دلم مرد دیگه مهم نیست

برو هوای دلت رو داشته باش

خوش باشه دنیا برات

دنیای من که سوخت

همه دنیا ازم بیزارن


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
"پیامبری و درختی و شهیدی"
دوشنبه 05 دی 1390 ساعت 16:01 | بازدید : 457 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

 

پیامبری و درختی و جوانی در جوار هم بودند. پیامبر نامش آشنا بود، درخت نامش سرو و جوان نامی نداشت، او شهیدی گمنام بود.

پیرزنی دوان دوان به سمتشان آمد. ساسیمه خودش را روی مزار پیامبر انداخت، (بی آنكه او را بشناسد) وبه زاری گفت: «پسرم را از تو می خواهم، شفایش را.»

و به شتاب، آبی روی سنگ شهید پاشید،‌ (بی آنكه نامش را بداند) و به گریه گفت: «پسرم را.»

مشاهده در ادامه مطلب


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
"بستنی"
دوشنبه 05 دی 1390 ساعت 16:00 | بازدید : 429 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

 

 

پسربچه ای وارد بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست. پیشخدمت یك لیوان آب برایش آورد. پسربچه پرسید:‌«یك بستنی میوه ای چند است؟»

پیشخدمت پاسخ داد:‌«50 سنت»

پسربچه دست در جیبش بردو شروع به شمردن پولش كرد. بعد پرسید:‌«یك بستنی ساده چند است؟»

در همین حال تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند. پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد:«35 سنت»

پسر دوباره سكه هایش را شمرد و با لبخند زیبایی گفت:«لطفا یك بستنی ساده.»

پیشخدمت بستنی را آوردو به دنبال كار خودش رفت. پسرك بعد از خوردن بستنی، پول را به صندوق پرداخت كردو رفت.

وقتی پیشخدمت بازگشت، از آنچه دید، حیرت كرد. آنجا كنار ظرف خالی بستنی. 2 سكه 5 سنتی و 5 سكه ی 1 سنتی گذاشته بود برای انعام پیشخدمت.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
اس ام اس شب امتحان 90
شنبه 03 دی 1390 ساعت 19:01 | بازدید : 481 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

 اس ام اس شب امتحان 90 

به اندازه چای داغ شب های امتحان دوست دارم

اما .....  اضطراب نمی گذارد

 نه گرمایت را حس كنم نه آرامشت را


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

حالا وقت برای درس خوندن داریم، کووو. . .تا فردا

زمزمه های شیطانی شب امتحان !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
مشاهده در ادامه مطلب


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
اس ام اس جک دی 90
شنبه 03 دی 1390 ساعت 19:00 | بازدید : 482 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

اس ام اس جک دی 90 

 

توانا بُوَد , هر که ‘ دارا ‘ بُوَد ….. زِ ‘ ثروت ‘ دلِ پیر , بُرنا بُوَد
به ثروت هر آن ابله بی سواد …… به نزد کسان ، به به ! چه آقا بود


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

منطقِ پدر و مادر از تحصیل در دانشگاه:
“این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمی تونی‌ باز کنی‌!
 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
 

 

مشاهده در ادامه مطلب


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
لبخند بزن باز هم دوست دارم
شنبه 03 دی 1390 ساعت 18:59 | بازدید : 476 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

لبخند بزن باز هم ...دوست دارم نیشخندهایی را که به احساسم میزنی ...

دلت که تنگ یک نفر باشد , خود خدا هم بیاید تا خوش بگذرد و لحظه ای فراموش کنی فایده ندارد... تو دلت تنگ است!
دلت برای همان یک نفر تنگ است...
تا نیاید
تا نباشد
هیچ چیز درست نمی شود....
به سلامتیت که بود ونبودت داغونم کرد... !
+++++++++++++++++++++
خداوندا : آنکه را در تنهاترین تنهائیم تنهای تنهایم گذاشت در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش مگذار . . .

 

 

آرزویت را برآورده میکند ، آن خدایی که آسمان را  برای خنداندن گلی میگریاند . . .


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
جدایی بسه
شنبه 03 دی 1390 ساعت 18:59 | بازدید : 451 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

جدایی بسه


 

كاش می دانستم...

چه كسی این سرنوشت را برایم بافت...

آنوقت به او میگفتم...

یقه را آنقدر تنگ بافته ای...
كه بغض هایم را نمی توانم فرو دهم...!!!

 

 

 

 

 

مدتهاست مجازی میخندیم...!!
مجازی شادیم...!!
مجازی عاشق میشیم...!!
مجازی همدیگه رو دلداری میدیم...!!
اما واقعی تنهاییم...!!
... واقعی درد میکشیم...!!
واقعی از عشقهای مجازی لطمه میبینیم.
 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: دوستت دارم(واقعیت تكان دهنده ازعشق) :: داستان
شنبه 03 دی 1390 ساعت 16:12 | بازدید : 459 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

 

 

 

زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. 
انها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. 
زن جوان: یواشتر برو من می ترسم! مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم! مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری. زن جوان: دوستت دارم ، حالامی شه یواشتر برونی. مرد جوان: مرا محکم بگیر .زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه.روز بعد روزنامه ها نوشتند: برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت

مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران