عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

♥بــِسْم ِاللهِ الرَّحْمن ِالرَّحيمْ♥ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ* لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ* ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

آمار مطالب

:: کل مطالب : 881
:: کل نظرات : 84

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 62
:: بازدید هفته : 65
:: بازدید ماه : 1391
:: بازدید سال : 2100
:: بازدید کلی : 2100

RSS

Powered By
loxblog.Com

قبر خالی
پنج‌شنبه 29 دی 1390 ساعت 19:52 | بازدید : 535 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

قبر خالى
(شقایق آرمان )

براساس یك ماجراى واقعى
مورچه هاى نگران اطراف سنگ قبرت مى خزیدند و با هر خزش خود نبودنت را به یادم مى آوردند.
پرندگان قبرستان ده دور افتاده مان وقتى دختر بچه اى چون من را بالا سر قبرمادرش مى دیدند برایم مى خواندند.
انگارشعرپرنده ها، فصل ها را نمى شناخت. ردیف هایش اندوه داشت. مثل تمام ردیف هاى با نشان و بى نشان آدم هایى كه درهمسایگى ات دفن شده بودند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 


مشاهده در ادامه مطلب


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
اس ام اس جدید بهمن 90
پنج‌شنبه 29 دی 1390 ساعت 19:51 | بازدید : 462 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

اس ام اس جدید بهمن 90

کاش دنیا یکبار هم که شده

بازیش را به ما می باخت مگر چه لذتی دارد

این بردهای تکراری برایش؟!...


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 



هر روز این عشق یکطرفه را طی میکنم


یکبار هم تو گامی بدین سو بردار


نترس


جریمه اش با من !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 


مشاهده در ادامه مطلب

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
دیگه هیچکیو ندارم
پنج‌شنبه 29 دی 1390 ساعت 19:49 | بازدید : 486 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

دیگه هیچکیو ندارم که بفهمه دردمو
توی دستاش بگیره این دوتا دست سردمو
دیگه هیچکیو ندارم که نوازشم کنه
با گلای سرخ بوسه غصه هامو کم کنه
دیگه هیچکیو ندارم که بگم دوسش دارم
سرم تو وقته دلتنگی رو شونش بزارم
دیگه هیچکیو ندارم که مهم باشم براش
اسممو صدا کنه با لهن آبی صداش

دیگه رفتی و منو مثل یه خواب کردی فراموش
اونی که اون روزا دیوونه من بود حالا پس کوش حالا پس کوش
دیگه رفتی و منو مثل یه خواب کردی فراموش
اونی که اون روزا دیوونه من بود حالا پس کوش حالا پس کوش...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ماجرای لحظاتی تا مرگ
پنج‌شنبه 29 دی 1390 ساعت 19:49 | بازدید : 447 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

ماجرای لحظاتی تا مرگ

marg va ajal1 داستان آموزنده لحظاتی تا مرگ ...

حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: دارم میمیرم
گفتم: یعنی چی؟
گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 


مشاهده در ادامه مطلب


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
من نیستم
پنج‌شنبه 29 دی 1390 ساعت 19:48 | بازدید : 490 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 


صبح روزی ، پشت در می آید و من نیستم

قصه دنیا به سر می آید من نیستم

یک نفر دلواپسم این پا و آن پا می کند

کاری از من بلکه بر می آید ومن نیستم

خواب و بیداری  خدایا بازهم سر می رسد

نامه هایم از سفر می آید و من نیستم

هرچه می رفتم به نبش کوچه او دیگر نبود

روزی آخر یک نفر می آید و من نیستم

در خیابان در اتاقم روی کاغذ پشت میز

شعر تازه آنقدر می آید و من نیستم

 بعد ها اطراف جای شب نشینی های من

بوی عشق تازه تر می آید ومن نیستم

بعد ها وقتی که تنها خاطراتم مانده است

عشق روزی رهگذر می آید ومن نیستم...

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
پرواز
پنج‌شنبه 29 دی 1390 ساعت 19:47 | بازدید : 471 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 


 

 

پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود

و با تعجب به ماهی نگاه میکرد

با خود میگفت: سقف قفسش که شکسته پس چرا پرواز نمیکند...


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
” پ ن پ ”
چهارشنبه 28 دی 1390 ساعت 09:53 | بازدید : 448 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

 

مشاهده در ادامه مطلب


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
من مرده ام...
چهارشنبه 28 دی 1390 ساعت 09:35 | بازدید : 479 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

این شعرها دیگر برای هیچکس نیست.نه

در دلم انگار جای هیچکس نیست

انقدر تنهایم که حتی درد هایم

دیگر شبیه درد های هیچکس نیست

حتی نفس های مرا از من گرفتند

من مرده ام در من هوای هیچکس نیست....

 

 

 

راستی الان٬عزیز من سرِت رو شونه ی کیه؟
 
صدای خنده های تو الان تو خونه ی کیه؟
 
روزای خوب زندگی٬تمومشون سهم تو شد
 
میگفتی راهمون جداست
 
آخرشم حرف تو شد
 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.. وداع اخر...
سه‌شنبه 27 دی 1390 ساعت 17:01 | بازدید : 447 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 


 

تنهاترین تنهای تو . زخم زبونا خورده بود
خدانگهداري نكرد .
چون قبل رفتن مرده بود
مسافر دلتنگيا .
از بعد تو بيچاره شد
بعد از وداع آخرش . 
رفت و ديگه آواره شد


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
بغض
دوشنبه 26 دی 1390 ساعت 18:21 | بازدید : 534 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

خدایا........

 

داغونم....

خستم....

از همه بدم میاد....

اخه چرا؟؟؟

چرا ادما انقد نامردن....

دوست دارم بمیرم.

دارم میترکم.خدایا کمکم کن.این چه زندگیه برام درست کردی.

خیلی حرفا دارم ولی متاسفانه ادرس وبلاگم و دوستام میدونن نمیتونم راحت بنویسم.....

 

از زندگی انقدر سیرم که روز مرگ خود را جشن میگیرم.......

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران