چهارشنبه 19 بهمن 1390 ساعت 19:08 |
بازدید : 463 |
نوشته شده به دست kocheh-gard |
(نظرات 0)
استوار ترین کوه
پدرم کاش بودی
کاش بودی! که مرا درک کنی...کاش بودی! که به حرف دل من گوش کنی،لحظه ای! ثانیه ای!باشی تو وسپس باز مرا ترک کنی.کاش می شد که بیایی اینجا ،نه برای همه ثانیه ها! فقط! اندازه یک تنهایی.
یکشنبه 16 بهمن 1390 ساعت 16:33 |
بازدید : 482 |
نوشته شده به دست kocheh-gard |
(نظرات 0)
یک شاخه گل از طرف یک قلب عاشق تقدیم به تو!
شاخه گلی که با یک دنیا عشق و احساس عاشقانه برای تو چیده ام!
از من بپذیر این هدیه را زیرا به خاطر تو و به عشق تو این شاخه را چیده ام!
این تنها هدیه من نیست ، قشنگترین هدیه در قلب من است !
همین قلبی که تنها برای تو میتپد !
هدیه من به تو این است :: دوستت دارم
از من بپذیر زیرا از ته قلبم این کلام زیبا را به تو گفته ام!
همین که تو را دارم بهترین هدیه است ، همین که یک دنیا دوستت دارم زیباترین
لحظه عاشقیست !
هر روز ، هر لحظه و هر ثانیه برای من و تو روز عشق است !
امروز روز تو و فردا روز من است ، آری هر روز ما روز عشق است !
میخواهم هر لحظه به تو این روزهای زیبا را تبریک بگویم و به عشق رسیدن روزهای در
کنار هم بودن لحظه شماری کنم
یک شاخه گل از طرف کسی که یک دنیا دوستت دارد تقدیم به تو...
تو که میدانی خودت از گل نیز برایم زیباتری عزیزم ، گلی که جایش در قلب من است
من و تو به انتظار روز وصال نشسته ایم تا به همگان ثابت کنیم که عاشق هم هستیم!
دستت را به من بده عزیزم ، بگذار به آغوش گرمت پناه ببرم ، زیرا آغوش تو امنترین و
گرمترین جای دنیاست !
حالا که در آغوشت هستم احساس میکنم خوشبخترینم !
دلم میخواهد همیشه در کنارم باشی تا من نیز احساس آرامش کنم!
یک هدیه دیگر نیز برای تو دارم ای بهترینم ، لبهای سرخت را بر روی لبانم بگذار تا آن را به تو تقدیم کنم!
دوشنبه 10 بهمن 1390 ساعت 17:11 |
بازدید : 459 |
نوشته شده به دست kocheh-gard |
(نظرات 0)
نامه پسر به پدر
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید که تخت خواب کاملـاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت همـ به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود (پدر). با بدترین پیش داوریهای ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند:
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید