عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

♥بــِسْم ِاللهِ الرَّحْمن ِالرَّحيمْ♥ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ* لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ* ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

آمار مطالب

:: کل مطالب : 881
:: کل نظرات : 84

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 62
:: بازدید هفته : 65
:: بازدید ماه : 1391
:: بازدید سال : 2100
:: بازدید کلی : 2100

RSS

Powered By
loxblog.Com

اس ام اس های شهریور 90
دوشنبه 14 شهریور 1390 ساعت 09:16 | بازدید : 510 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

اس ام اس های شهریور 90 

 

موضوع انشاء: تابستان  خود را چگونه  گذراندید؟

به نام خدا


بی او...

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

” درد ” را از هر طرفش بخوانی درد است

دریغ از “درمان” که عکسش ” نامرد ” است


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

مشاهده در ادامه مطلب

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
داستان عاشقانه جدید غمگین
پنج‌شنبه 10 شهریور 1390 ساعت 12:36 | بازدید : 476 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

داستان عاشقانه  جدید غمگین 90

پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم

سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود…اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به

وضوح حس می کردیم…

مشاهده در ادامه مطلب


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
داستان واقعی عشق غم انگیز
پنج‌شنبه 10 شهریور 1390 ساعت 12:35 | بازدید : 494 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

داستان واقعی عشق غم انگیز 

علی جعفری نویسنده وبلاگ ” پلاک ۱۴ ” در آخرین پست وبلاگش به داستان یک ماجرای واقعی از یک خواستگاری پرداخته است .

وی در ابتدای این مطلب مینویسد: این داستان رو خیلی وقت بود میخواستم بنویسم ولی فرصتش پیش نمیومد.ماجرای این داستان کاملا واقعیه و درسال ۸۰اتفاق افتاده منتهی اسامی رو تغییردادم .این ماجرای واقعی یک عشق است که بدلیل کم توجهی و تعیین معیارهای غلط باپیشمانی همراه شد.ماجرایی که شاید هیچ وقت از ذهن بازیگران آن پاک نشود…
درادامه این مطلب داستان این ماجرا اینگونه شرح داده میشود که :

مشاهده در ادامه مطلب

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
داستان پیرمرد روستایی
پنج‌شنبه 10 شهریور 1390 ساعت 12:34 | بازدید : 507 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

داستان پیرمرد روستایی 

پیر مرد روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت. روزی اسب پیرمرد فرار کرد، همه همسایه ها برای دلداری به خانه پیر مرد آمدند و گفتند:عجب شانس بدی آوردی که اسبت فرارکرد!


روستا زاده پیر جواب داد: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ همسایه ها با تعجب جواب دادن: خوب معلومه که این از بد شانسیه!

مشاهده در ادامه مطلب


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
فدا کاری
پنج‌شنبه 10 شهریور 1390 ساعت 12:33 | بازدید : 541 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند...به جز مداد سفید...هیچ کسی به او کار نمی داد...همه می گفتند:{تو به هیچ دردی نمی خوری}...یک شب که مداد رنگی ها...توی سیاهی کاغذ گم شده بودند...مداد سفید تا صبح کار کرد...ماه کشید...مهتاب کشید...و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توی جعبه ی مداد رنگی...جای خالی او...با هیچ رنگی پر نشد.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دلبستگی
پنج‌شنبه 10 شهریور 1390 ساعت 12:33 | بازدید : 532 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

 
 
تمام زندگیم را دلتنگی پر کرده است...
دلتنگی از کسی که دوستش داشتم و عمیق ترین درد ها و رنجهای عالم را

در رگهایم جاری کرد !

درد هایی که کابوس شبها و حقیقت روزهایم شد٬ دوری از تو حسرتی عمیق

به قلبم آویخت و پوست تن کودک عشقم را با تاولهای دردناک داغ ستم

پوشاند .
دلتنگی برای کسی که فرصت اندکی برای خواستنش ٬ برای

داشتنش داشتم.
 دلتنگی از مرزهایی که دورم کشیدند و مرا وادار کردند

به دست خویش از کسانی که دوستشان دارم کنده شوم .

در انسوی مرزها دوست داشتن گناه است ٬ حق من نیست ٬ به اتش گناهی

که عشق در آن سهمی داشت مرا بسوزانند
....

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تنــــهایی
پنج‌شنبه 10 شهریور 1390 ساعت 12:32 | بازدید : 499 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 1 )

 

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند

و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

****************

مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان

****************

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
سلام بی وفاترین
پنج‌شنبه 10 شهریور 1390 ساعت 12:31 | بازدید : 480 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

سلام خیلی وقت بود که به قلم خودم ننوشته بودم راستش دلم واسه نوشته های خودم تنگ شده بود واسه تنــهاییم....

*********************************************
می خوام کمی از دلتنگیه این روزام بنویسم ... برای من کمی سخته که حرفای دلمو جایی بنویسم که فرشته هایی که منو میشناسن همه رو بخونن !!!!! دلتنگی مال دله پس بهتره تو دل بمونه !

*********************************************

فقط میگم که بدونین دلم این روزا خیلی گرفته از کسی که با تمامه زیبایی که خدا بهش داده درک درستی از عشق نمی تونه داشته باشه !! آره از اون دلم گرفته .می خوام این متنو براش بنویسم:

*********************************************

 

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ . بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند

*********************************************


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
خداحافظ تو ای تنها امیدم
پنج‌شنبه 10 شهریور 1390 ساعت 12:31 | بازدید : 506 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

خداحافظ طلوعم
خداحافظ غروبم
خداحافظ تو ای تنها امیدم
.
.
.
.
میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی
ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری
که با خدا حافظی بعضی ها از چشمت جاری میشه
.
.
.
.

ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار
منو از خاطره کم کن ٬ تا ابد خدا نگهدار


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
آخ خدا منو ببر
پنج‌شنبه 10 شهریور 1390 ساعت 12:30 | بازدید : 483 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

آخ خدا منو ببر

 
به یاد آرزوهایی که میمیرند سکوتی می کنم سنگین تر از فریاد و همین من مانده ام با یک مشت نت نزده و یکمشت آرزوها بر باد رفته و یک مشت عقربه که می گردند و می گردند و می گردند و خیالشان نیست که استراحت کنند. مجالشان نیست. و یک مشت آدم ه از پس هم صف شیده اند برای بازدید از خرابی های زندگی من و هیچ رحی ندارند بر من

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران