عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

♥بــِسْم ِاللهِ الرَّحْمن ِالرَّحيمْ♥ اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ* لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ* ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

آمار مطالب

:: کل مطالب : 881
:: کل نظرات : 84

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 62
:: بازدید هفته : 65
:: بازدید ماه : 1391
:: بازدید سال : 2100
:: بازدید کلی : 2100

RSS

Powered By
loxblog.Com

داستانی عاشقانه برای عاشقانه ها
پنج‌شنبه 17 آذر 1390 ساعت 09:25 | بازدید : 594 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

داستانی عاشقانه برای عاشقانه ها

 

 

 

 

” جان بلانکارد ” از روی نیمکت برخاست لباس ارتشی اش را مرتب کرد و به تماشای انبوه مردم که راه خود را از میان ایستگاه بزرگ مرکزی پیش می گرفتند مشغول شد . او به دنبال دختری می گشت که چهره او را هرگز ندیده بود اما قلبش را می شناخت دختری با یک گل سرخ . از سیزده ماه پیش دلبستگی‌اش به او آغاز شده بود. از یک کتابخانه مرکزی در فلوریدا, با برداشتن کتابی از قفسه ناگهان خود را شیفته و مسحور یافته بود, اما نه شیفته کلمات کتاب بلکه شیفته یادداشتهایی با مداد, که در حاشیه صفحات آن به چشم می‌خورد .دست خطی لطیف که بازتابی از ذهنی هوشیار و درون بین و باطنی ژرف داشت در صفحه اول ” جان” توانست نام صاحب کتاب را بیابد: “دوشیزه هالیس می نل” . با اندکی جست و جو و صرف وقت او توانست نشانی دوشیزه هالیس را پیدا کند.

عکس و شعر عاشقانه - www.NovinFun.com


 

مشاهده در ادامه مطلب


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
کـــــــــوچه...
پنج‌شنبه 17 آذر 1390 ساعت 09:20 | بازدید : 535 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

 

کـــــــــوچه

بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم 

 

در نهانخانه ی جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

 

یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم

پرگشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

 

 

مشاهده در ادامه مطلب


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
تو شمـــــع باش آتش بزن بال من پروانه را
پنج‌شنبه 17 آذر 1390 ساعت 09:14 | بازدید : 621 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

گاهی به رسم زندگی از عشق غافل میشوم

گاهی برای یک ســــــلام انگار کاهل میشوم

غافل مشو از یاد من، خورده مگیر بر قلب من

دریـــــا اگر باشی منم صد بار ساحل میشوم

نه دور نه،نزدیک شــــــو،نزدیکتر از من به من

مفعول من باشی دلا با عشق فـاعل میشوم

در سینه ات جایم دهی،از بوسه سیرابم کنی

من ریشه نه،من برگ نه،این بارحاصل میشوم

عاشق ترازیک عشق باش،معشوقه ای بی مثل باش

یک دم فراموشم کنی،یک عمر جاهل میشوم

قلبم اگر سردست تو با عشق گرما بخش باش

با عشق تو جاهل چرا؟دلگرم، عاقل میشوم

تو شمـــــع باش آتش بزن بال من پروانه را

من گرمی قلب تو را معــکوس ناقل میشوم


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
آرامم کن.......
پنج‌شنبه 17 آذر 1390 ساعت 09:08 | بازدید : 576 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 1 )

 

آرامم کن 

میخواهم با تو کمی درد دل کنم
میخواهم اینک که چشمانم پر از اشک است حرف های دلم را به تو بگویم
بغض گلویم را می فشارد،اشک از چشمانم میریزد
با همین بغضی که دارم میگویم که خیلی دوستت دارم
نمیدانم چرا در این لحظه بغض گلویم شکست و گریه کردم
بگذار اینک در این حال و هوای بارانی چشمانم حرفهای دلم را بگویم
تو بهترین هدیه ی دنیا هستی
تو بهترین و بزرگترین آرزوی دنیایی که در دلم نشستی
خیلی دوستت دارم،به خدا تنها تو را دارم
قطره های اشک از چشمانم میریزد،
این تنها خدا است که میبیند حال مرا، میفهمد درد این دل عاشق مرا
کمی تو آرامم کن ای خدا
آرامم کن، مرا از این حال و هوای پر از غم رها کن
آن کسی که دوستش دارم هنوز باور ندارد عشق مرا
این حال پریشان مرا
باور ندارد قلب عاشق مرا ، گریه های هر روز و هر شب مرا
زمانی بود که هیچگاه طاقت دیدن اشکهایم را نداشت
زمانی بود که طاقت شکستن دل عاشق مرا نداشت
حالا اشکم را در می آورد ، بی خیال چشمهای خیسم
حالا دلم را میشکند ، بی خیال این دل بی کسم
تو مرا آرام کن ای خدا ، مرا از غمها رها کن
دلم را آرام کن ، اشکهایم را پاک کن
آرامم کن
 





|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
دلم برای کسی ........
پنج‌شنبه 17 آذر 1390 ساعت 09:04 | بازدید : 444 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

دلم برای کسی تنگ است

دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …

دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…

دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…

دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…

دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …

دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…

دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده…

دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…

دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است…

دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است…

دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است…

دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست…

دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند…

دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست…

دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است…

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است…

دلم برای کسی تنگ استتصاویر زیبا سازی وبلاگ           Www.bahar22.com       خدمات وبلاگ نویسان جوان




 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
کاش...
چهارشنبه 16 آذر 1390 ساعت 18:46 | بازدید : 593 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

ای کاش زبان نگاهم را می دانستی و با این همه سکوت

 

 

 

مرا به خاموشی متهم نمی کردی

کاش می دانستی من همیشه

با زبان چشمانم با تو سخن می گویم

چشمانی که از ندیدنت

سیل ها دارند برای جاری ساختن

سخن ها دارند برای گفتن

غزل ها دارند برای از تو سرودن و

عشق ها دارند برای از تو فریاد کردن

کاش می دانستی که من تو را

دوست دارم

کاش می دانستی...

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
زمانی بود که...
چهارشنبه 16 آذر 1390 ساعت 18:40 | بازدید : 540 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

و آن وقت که زندگی

 

به شیرینی یک خوشه انگور

بر دهان بی صدای من چکید

وآن وقت که تو بی مهابا

با چشم های نگرانت...

نگاهی نه چندان ساده

بر چشمان خیس پر تمنایم فرستادی

وآن وقت که صدایت...

با صدایم خواند

زمانی بود که کس دیگری صاحب قلبم بود...

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
از وقتی رفتی...
چهارشنبه 16 آذر 1390 ساعت 18:33 | بازدید : 542 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

واژه ها کم آوردن واسه توصیف نگات

نمی دونم تو چی بودی

که وقت رفتنت پنجرمون بسته شد...!؟

چی شد که چشمات از دیدنم خسته شد؟

راستش رو بخوای موقع رفتنت

نبودی کنارم

تا ببینی چقد تو رو دوستت دارم

از دل خسته من چیزی نپرس

که چی بگم...

از وقتی رفتی...

دیگه من دلی ندارم.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
کسی را دوست دارم که....
چهارشنبه 16 آذر 1390 ساعت 15:59 | بازدید : 591 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

 

کسی را دوست دارم که....

 

 

 

 

 

 

 

مشاهده در ادامه مطلب


 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...
ای کاش....
چهارشنبه 16 آذر 1390 ساعت 15:57 | بازدید : 544 | نوشته ‌شده به دست kocheh-gard | ( نظرات 0 )

ای کاش هرگزنمی آمدی و نمی آمدم....رام بودم . ساکت بودم . شاد بودم . تنها بودم تو امدي . شاد بودي . شلوغ بودي .وسوسه بودي . تنها بودي .کنارم ماندي . جذاب شدي . غمگين شدي .
 
 

 

مرا خواندي . عاشق شدي .مهربان شدي . دلسوز و پر هيجان و ارام در دلم جا گرفتي .غمگين شدم . حساس و مهربان . جرقه شدم . عاشق شدم .سنگدل
 

مشاهده در ادامه مطلب



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب ...

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران